بچهها سرِکلاس بودند. ساعت "درس اخلاق" بود.
- بچهها...، اخلاق چیزبسیار خوبیه...، هیچکس آدمِ بداخلاق رو دوست نداره...، آدم بداخلاق یعنی آدم بد...، آدم خوش اخ...
- آقا از دسّ ِ این کامران...
- ساکت...کافیه دیگه. چی داشتم میگفتم؟...آها: آدم باید دارای اخلاق پسندیده باشه...، فواید اخلاق خیلی زیاده...، اونقدر زیاده که نمیشه شمرد...، اگه آدم بداخلاق باشه خیلی بده...
- چرا آقا ؟
- چون که همه بهش میگن بد اخلاق. بداخلاقی خیلی بد چیزیه بچهها...، اینه که هرکسی باید سعی کنه صاحب اخلاق حسنه...، یکی از دلایل خوبی اخلاق اینه که جزو برنامه درسی مدارسه...، اگه اخلاق بد چیزی بود که تو مدرسهها درس نمیدادن ...، مگه نه بچهها؟...، مگه ممکنه که چیز بد هم تو مدرسهها یاد بدن؟ ...، بله...، اخلاق...، چی گفته بودم؟
- گفته بودین: خوب چیزیه، آقا
- بله ...، خوب چیزیه...، خیلی هم خوب چیزیه...، اگه بگید: چرا خوب چیزیه؟ باید بهتون بگم: برای این که تمام بزرگان و مشاهیر جهان عقیدهشون اینه که اخلاق چیز خوبیه...، اخ...
- آقا یه چیزی به این فریدون نمیگین؟
- چیه؟ چه خبره؟
- آقا پاشو از اون پشت میآره از زیر نیمکت میزنه بما...
- ساکت...، کافیه دیگه...، گوش بدید، میخوام از تو کتاب براتون بخونم تا ببینید که اخلاق چه جور چیزیه...، نوشته که : "اخلاق بمعنی اعم یعنی رفتار موافق با اصول اجتماعی، احترام به سنن و رعایت قوانین..." حالا فهمیدید یانه؟ یعنی شما باید به اصول اجتماعی که وابسته باون هستید احترام بذارید...، نباید کاری که مخالف اون اصولی که مورد تأیید اکثریت هست انجام بدید...، باید از محیطی که درش زندگی میکنید یاد بگیرید. باید از بزرگترهاتون درس بگیرید، باید ببینید اونها چی کار میکنن...، چه جوری رفتار میکنن...، شماهم همونجور باشید و همونجور رفتار کنید...، پاشو ببینم "سوسن" ...،بگو ببینم: روغن تقلبی درست کردن، دوای فاسد به مردم دادن چه جور کاریه؟
- خیلی خوب کاریه، آقا
- خیلی خوب کاریه؟
- بله آقا...، چون که این کار موافق با اصول اخلاقیه...، چون که باید به سنتها احترام گذاشت...، چون که نباید با اصولی که مورد تأیید اکثریت هست مخالفت کرد...، چون...
- بشین، بشین، این حرفها چیه میزنی؟
- بخدا راس گفتیم آقا...، تو محله ما بقال و دوافروش و دکتر و سبزیفروش همهشون تقلّب میکنن، گرون میفروشن، جنس فاسد میدن، کره تقلبی درست میکنن...، باباجونم یه دوستی دارن که خیلی آدم پولداریه، باباجونم میگفتن بازارسیاه درست کرده...، یه شب مارو خونهشون دعوت کرده بودن. همون آقاهه بمن میگفت: "باحسن اخلاق هرچیزی رو میشه بدست آورد" من وقتی بزرگ شدم حتماً خوش اخلاق میشم، چونکه میخوام پولدار بشم. این بابای من خیلی مرد بداخلاقیه.
- بشین. آدم به پدرش...
- واسه چی نگیم آقا؟...، بد اخلاقه، خیلی هم بد اخلاقه، چونکه کرایه خونه رو نمیده...
- بشین سوسن...، ساکت شو...، بچههای خوب هیچوقت از اصول اخلاقی تجاوز نمیکنن.
- آقا ما بگیم؟
- بگو.
- عموجان من میگن: دولتی سرِ همین اخلاقه که همیشه هفتمون گروی هشتمون بوده و هیچوقت دستمون به دهنمون نرسیده...، من باید بداخلاق باشم...آ
- ساکت...، کافیه...، اگه آدم بد اخلاق باشه مردم بهش چی میگن؟ میدونین مردم به آدم بد اخلاق چی میگن؟ همه باهم جواب بدین، چی میگن
- میگن بد اخلاقه.
- حالا دیدید؟...، آدم بداخلاق اگه میلیونها ثروت هم داشته باشه براش چه فایدهای داره؟
- آقا ما بگیم؟
- بگو
- راحت زندگی میکنه.
- نه خیر...، اینطور نیست...، آدم باید وجدانش راحت باشه...، همه بزرگان معتقد به اخلاق بودن.
- قدیما اونجور بوده آقا...، تومحله ما یه آدم بزرگی هست که سهتا ماشین کادیلاک آخرین مدل داره، زراعت پنبه و...
- بشین من گفتم آدمهای بزرگ...، یعنی دانشمندان، هنرمندان و متفکرین بزرگ، مثلاً سقراط، مثلاً...
- آقا ما سقراطو میشناسیم.
- البته که باید بشناسی...، همه اونو میشناسن...خب، بگو سقراط کیه؟
- اطوکشه آقا...، دوکون اطوکشی و لکه گیری داره، دوکونش هم سرِ کوچه ماس...، امّا پولدار نیست، ازاون خیلی خوشاخلاقهاشم میشناسم...
- منظورمن سقراط فیلسوف یونانه...، منظور من اینه که شماها هم باید مثل سقراط، مثل گالیله معتقد به اصول اخلاق باشین.
- آقا اون سقراطی که شما میگین، ازاون دوست بابای من که تاجر تیرآهنه خوش اخلاقتر بود؟
- بچهها...، اخلاق با پول و ثروت هیچ ارتباطی نداره، اگه تاریخ بخونید میبینید کسانی بودن که از گرسنگی مردهن و در عوض نذاشتن که دامن اخلاقشون لکهدار بشه...
- آقا پس اخلاق همچین تحفهای هم نیست...
- نه، اخلاق چیز بسیار خوبیه، کسی که اخلاق داشت باشه شهامت داره، دروغ نمیگه...، چیزی رو که بنظرش راست باشه بدون ترس میگه... بله...
- آقا ما بگیم؟
- بگو
- دائی ما چیزهائی رو که بنظرش درست میاومد گفت از حزب اخراجش کردن...
- اون مطلب دیگهایه...، من راجع به سیاست حرف نمیزنم، من دارم درس اخلاق میدم...، پاشو ببینم فرید...، دروغ چه جور چیزیه؟
- نمیدونم...
- ما بگیم آقا؟
- بگو
- خیلی خوب چیزیه آقا، بشرطی که بتونی خوب جا بزنی...، اگه تو خونه دروغ نگیم هرروز کتک میخوریم.
- پس من برای دیوار حرف میزدم؟ مگه نگفتم باید از رفتار بزرگترهاتون درس بگیرین؟ مگه نگفتم که شما باید مثل بزرگترهاتون باشید؟...
- آقا ماهم همین کار رو میکنیم، خواهرمون به مامانمون دروغ میگه، مامانمون به بابامون دروغ میگه، بابامون به طلبکارهاش دروغ میگه...هروقت طلبکار میآد درِ خونه، خودِ بابام میگه: برین بگین خونه نیست.
- برو بیرون بیتربیت.
- آقا خودتون گفتین آدم نباید دروغ بگه. ماهم راستشو گفتیم...
- بشین...بچهها...،اینو باید بدونین که اخلاق فوقالعاده خوب چیزیه...آدم باید سرِقولش واسه، اگه به کسی قول داد حتماً حتماً عمل کنه...
- آقا مابگیم؟
- بگو
- بابام میگفت یکی هست که – حالا اسم اون آقائی که بابام میگفتن یادم نیس.آره...، یکی هست که مرتب قول میده هزینه زندگی رو بیاره پائین و مرتب میزنه زیر قولش...
- بشین...بشین، توچه کار داری به این کارها؟ ...آدم نباید به کاری که مربوط به خودش نیست دخالت کنه...، بچهها...، دردنیا هیچ چیزی بخوبی اخلاق نیست...درباره اخلاق اونقدر کتاب نوشته شده که حد و حساب نداره. پیغمبر هم فرموده که اخلاق بهترین چیزهاست...، شما که دیگه از پیغمبر بیشتر نمیدونین. اخلاق نه فقط چیز خوبیه بلکه چیز عالیییه...اونقدر خوبه که...خیلی چیز خوبیه...، به خدا چیز خوبیه...والله خوب چیزیه...، بجون بچههام خیلی خوب چیزیه...،
- زررررررر زنگ میخورد و "آق معلم" عرقش را پاک کرده و نفسی عمیق و راحت میکشد. نویسنده:عزیز نسین