تبليغاتX
ماسه و کف

 

سلام

 

مدتهاست تو فکرم که این پستو بذارم ولی نشد چون وقت نداشتم چیزی بنویسم ولی بدون اینکه حرفامو بزنم نمی شد خالی نمی شدم شاید شعر، موسیقی و پوستری که هست خیلی حرفا رو بزنه ولی بخاطر خودمم که شده باید می گفتم... می گفتم که عالم به من، من خاکی هم سجده کرده...

 

خب از کجای این قصه باید گفت؟ اما قصه نیست دیگه رویا نیست واقعیته می تونم با تموم وجودم احساسش کنم، لمسش کنم، ببینم، ببویم، ببوسم...

بچه که بودم رمانها و داستانهای عاشقانه زیاد می خوندم خودمو میذاشتم جای اونا من ژولیتو اون رومئو، من لیلی و اون مجنون، من شیرین و اون فرهاد... بزرگتر که شدم دیدم دیگه از اون عشق و عاشقیها خبری نیست همه جا پر شده از عشقای پوشالی، خیالی و دروغ... ولی من منتظر بودم منتظر یک لحظه یک ان...

من باختم به همین راحتی که میشه ازش حرف زد و نوشت، باختم و فقط یک کاخ ویران شده داشتم و قلبی شکسته، قلبی که راهی براش نمونده بود جز اینکه تو این باتلاق دست و پا بزنه اونقدر دست و پا بزنه که فرو بره...فرو بره...بیشتر و بیشتر...

از اون لحظه چی بگم... همون لحظه که چشمان تو برای ابد در قلب من افریده شدند... اون لحظه که من از رسوایی عالم و ادم باکی نداشتم و گریبان تو را می دریدم... وقتی عطشناک طعم تو را با اشکهایم میچشیدم... من عاشق چشمت شدم، عاشق تمام وجودت، نه عقل بود و نه دل نه دیوانه بودم و نه عاقل فقط عاشق شده بودم... دنیای من تو همون یه لحظه خلاصه شد یک لحظه که تا ابدیت ادامه داره... چشمانت مرا از اعماق بیرون کشید تو عاشق شدی من عاشق شدم... شیطان به ما سجده کرد، عالم به ما سجده کرد... حالا من هستم و تو، من و چشمان تو... و دیگه واقعا نمی خوام چیزی بدونم، من عاشق شدم و عشق زندگی منو دگرگون کرده، عشق به زندگی من روح داده اصلا این عشقه که به من زندگی داده... عشق من گوارای وجودت ماه تمام من

 

 

 

ترانه سرا : افشین یداللهی

آهنگساز : فردین خلعتبری

تنظیم کننده : فردین خلعتبری

خواننده : علیرضا قربانی

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

 این پوستر کار امین فخارزاده  است واقعا عالیه ازش ممنونم که اجازه داد ازش استفاده کنم میتونید به وبلاگش سر بزنید و کارهای زیباشو ببینید

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:56 توسط عسل و عشاق | tempfa.com