آسمان تو صدای من را می شنوی
گوش کن
آه... بس راه گلویم تنگ است
من برای فریادی
که درون دلم انباشته ام
دو دهان می خواهم
قلبها از سنگ است
هرطرف می نگرم هیچکس
چشم در راهم نیست
خسته ام از این وهم
خسته ام از این زیست
آه ای ژرف سیاه
ای سراپا رویا
ای تو، ای جای خدا
تو به من گوش بده
کافی ام نیست دو چشم و دو نگاه
من برای دیدن
صد نگاه می خواهم
بنگر... دستانم
بهر یاری جستن کافی نیست
من دو دست دیگر کم دارم
من به قدر همه این عالم
در دلم غم دارم
آه... ببین کمرنگم
من برای بودن
چند تن می خواهم
و برای فریادی
که درون دلم انباشته ام
دو دهان می خواهم
نگاره اوجی
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:54 توسط عسل و عشاق
|



